تبلیغات
(((فقط خنده))) - جوک های خیلی خیلی خنده دار لری (سری 1)
تاریخ : 1391/06/11 | 23:33 | نویسنده : Matin Farhadi

یه روز یه لره با تهرانیه ازدواج میکنه شب عروسی تهرانیا میخونن سبد سبد گل یاس عروس ما چه زیباس لرا میخونن گونی گونی پشکل غلامعلی خوشکل.


لره با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از ۲ سال حل کردم . دوستش میگه: ۲ سال زیاد نیست؟ میگه:نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا ۱۰ سال


لره هر روز زنگ یک کلیسا رو می زده و در می رفته. آخر پدر روحانی شاکی میشه، یک روز پشت در کمین می کنه، تا طرف زنگ می زنه، خرشو می گیره و می پرسه چیکار داری؟ یارو حول میشه، با تتپته میگه: ببخشید، حضرت عیسی هست؟!


لره داشته با اتوبوس 100تا می رفته بعد میاد ترمز کنه می بینه ترمز بریده می بینیه یک کامیون هم از روبه رو با سرعت میاد می بینه کاری از دستش بر نمیاد به شاگردش میگه مهراد پاشو تصادف ببین حال کن!


 لره رو در خونش نوشته بوده WC میگن این چیه نوشتی میگه : مخفف welcome.


 از یه لره می‌پرسند: کدوم برنامه تلویزیون رو بیشتر از همه دوست داری؟ میگه: پیام بازرگانی! میپرسن: چرا؟ میگه: چون بینش سریال پخش می‌کنند!


لره داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محكم میكشیده رو هم، ازش میپرسن: چرا اینقدرمحكم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم كه هیچ گوزی نتنِه باطلش كنه!!!




  • پرشین گراف
  • بامبی
  • ضایعات